محمدتقى نورى

187

اشرف التواريخ ( فارسي )

و آذوقه عازم معسكر سردار مزبور بودند . در نواحى پنبك ( 109 ) پير قلى خان و غازيان ظفر « 1 » نشان به ايشان مصادف و نخست به مقاتلهء مانده زار پرداخته ، سيصد و پنجاه نفر قتيل شمشير خارا شكاف بهادران بهرام مصاف و بقية السّيف را دستگير و با رئوس مقتولين انفاذ دربار معدلت اتّصاف ساخته ، از آنجا عنان عزيمت به جانب گروهى كه از گرجستان روى به معسكر كفّار نهاده بودند معطوف و سلك جمعيّت ايشان را نيز به حملات متواتره پريشان و حسام دلاوران در آن عرصه سرافشان گشته ، اكثر آنها عرضهء تيغ بىدريغ و توپخانه « 2 » و قورخانهء آنها با سرها كسيب غازيان نصرت نصيب گشت و در روز شنبه ، نهم شهر مزبور ، كارپردازان دولت منصور اعلام آسمان‌خرام را به قصد اتمام كار آن گروه ضلالت آثار « 3 » پرچم‌گشا و در محل اقامت ايشان عازم جنگ و وغا گرديدند . « 4 » جنود ظفرپرور را « 5 » گمان اين كه كمان مدافعه به زه توانند كرد « 6 » ، به يك بار از راه اضطرار با دلى از بيم دو نيم قدم جسارت پيش نهاده ، در عرصهء نبرد به مقابلهء آن طايفه هم آورد و صف‌آرا گشته « 7 » ، نخست تفنگچيان آتش‌فشان برايشان حملهء « 8 » صاعقه بار ( 70 الف ) و برحسب حكم قدر قدر قضا آثار بهادران پلنگ چنگ و رزم‌جويان شير جنگ « 9 » كه از سهم سهام خون‌آشام‌شان ماهى فلك بر تابهء اضطراب مىتپيد ، « 10 » با تيغ‌هاى آخته بر قلب « 11 » آن گروه تاخته ، به مجرد وصول سپاه ظفر همراه « 12 » به تيپ آن گروه ضلالت‌پژوه « 13 » عرّاده‌هاى « 14 » توپ را با گرزهاى « 15 » البرز كوب درهم شكسته ، به بريدن رئوس منحوس متجنّدهء روس پرداختند و خاك آن وادى را با تيغ‌هاى الماس دم ياقوت‌گون ساختند .

--> ( 1 ) . مج : نصرت . ( 2 ) . مج : توپ . ( 3 ) . مج : ضلالت فرجام . ( 4 ) . مج : گرديده . ( 5 ) . مج : جنود ضلالت پرورد را به . ( 6 ) . مج : به چله توانند آورد . ( 7 ) . مج : در عرصه نبرد قدم جسارت پيش نهاده ، در برابر جيوش نصرت انتمار صف‌آرا گشتند . ( 8 ) . ملك : « جمله » مج : ندارد . ( 9 ) . مج : بهادر جنگ . ( 10 ) . مج : در تابهء اضطرار بريان بود . ( 11 ) . مج : « قلب » ندارد . ( 12 ) . مج : سپاه قيامت نهيب . ( 13 ) . مج : آن گروه بدتركيب . ( 14 ) . متن : عرادهاى . ( 15 ) . ملك : « را با گرزهاى » ندارد .